۱) فرموده اند که ۱۵۰۰۰۰ نفر در طرح برخورد با بدحجابی دستگیر شده اند. اگر سرانگشتی هم که حساب کنیم، دست کم دو سوم روز هر کدام از اینها تلف شده است. می شود ۱۰۰۰۰۰ نفر روز. احتمالا کلی از این آدم ها هم مدرک تحصیلی لا اقل لیسانس داشته اند. طبق تخمین من فاز اول یک پروژه اروپایی در مورد نسل بعدی موبایل ها ۱۰ گروه کاری داشته، هر کدام به طور میانگین ۴ گزارش نوشته اند، هر گزارش از مرتبه ۱۰۰ نفر-ماه وقت برده است. می شود ۱۲۰۰۰۰ نفر-روز. از مرتبه زمان انجام آن پروژه وقت به هدر رفته، تازه با افتخار هم اعلام می شود.
۲) اینجا تعطیل نشده. درگیر راه انداختن کاری هستم که به زودی در موردش اینجا هم خواهم نوشت.
+ نوشته شده در
Thu 26 Apr 2007ساعت
2:12 AM  توسط علي
|
۱) من فونت فارسی روی این لپ تاپ ندارم! واسه همین هر وقت می خوام یه چیزی به فارسی بنویسم بالاترین رو باز می کنم، قسمت اضافه کردن لینک! اونجا می نویسم و کپی پیست می کنم. گفتم کردیتشونو بدم!
۲) یه سرمایی خوردم بد مدل! امروز صبح دیگه اونقدر از دستش خسته شدم که دارم سه چهار تا دارو رو همزمان می خورم. اگه با هم نسازن دیگه خدا می دونه! تا این لحظه این موارد رو دریافت کردم:
کلاریتین، آدولت کلد های ایران، دی کویل (شامل استامینوفن، دکسترامتورفان، فنیل افرین)، کلد ایز (از این آبنیات ها که زینک و ... دارن). حالا اگه دیگه وبلاگم به روز نشد، این قرص ها رو وصیت می کنم که با هم نخورین!
۳) یه اتفاق خوبی هم که افتاده، اینه که کلاریتین که یه داروی حساسیت غیر خواب آوره رو به شکل زبونیش پیدا کردم. یعنی می ذاری روی زبون آب می شه، سریع اثر می کنه. این واسه من که روزی اگه یکی نخورم حساسیتم پدرم رو در میاره خیلی مفیده. چون گاهی که یادم می ره، واویلاست! کلا جالبه که من ایران هیچ وقت حساسیت نداشتم، چه تهران، چه شمال. اینجا ۳۶۵ روز حساسیت دارم. خدا این احمدی نژاد رو لعنت کنه، اگه نبود ما بر می گشتیم ها!(دو نقطه دی!)
۴) یک جمله خدا از یک دانشجوی فرهیخته دکترا: ما انجمن ایرانیان راه انداختیم که قر بدیم. فقط می شه گفت که آفرین به تو!
۵) گالانت ۲۰۰۶ یکی از مزخرف ترین ماشین هاییه که تا حالا سوار شدم. به دلیلی کرایه کردمش، گفتم اینو بردارم ماشین ژاپنیه و باید درست حسابی باشه. زکی آقا! بالای ۸۰ مایل کنترلش به انبیا و اولیا سپرده می شه.
۶) اون تصمیمات سال جدید هم فعلا توی همون سه تاش (هر سه تا)موندیم! سخته آقا!
+ نوشته شده در
Tue 27 Mar 2007ساعت
8:10 AM  توسط علي
|
۱) قطع کردن این سیگار لعنتی یک بار برای همیشه!
۲) ترک اعتیاد به استفاده از کلمات با ریشه ح م ق، مثل احمق، حماقت و...!
۳) خوابیدن سر ساعت آدمیزاد و بیدار شدن سر ساعت آدمیزاد
(ادامه دارد!)
+ نوشته شده در
Tue 20 Mar 2007ساعت
4:13 AM  توسط علي
|
سال نوی همگی و خودم مبارک.
این هم حال گیری حافظ اول سال نو از ما!
دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
آنچه سعی است من اندر طلبت بنمودم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
...
+ نوشته شده در
Tue 20 Mar 2007ساعت
4:7 AM  توسط علي
|
۱) مثل اینکه همین صبح زود، آن هم درست لحظه ای که وبلاگ جدیدت را باز کرده ای، بعضی ها امضا داده اند که حال آدم را بگیرند. یا احمق است یا مریض یا ادا می آید، نظر مرحمتی پست قبلی را می گویم.
۲) صبح ساعت ۵ صبح از LA راه افتادم سمت سن دیگو. یک جاهایی از اتوبان شماره ۵ از کنار اقیانوس رد می شود. منظره اش در آن ساعت صبح بی نظیر است. اینجا هم که امسال از همین حالا هوای تابستانی گذاشته و می شود شیشه ماشین را پایین بدهی و صدای « گر تیغ بارد ...» را تا آخر بالا ببری. حسابی سر حالت می آورد،با آنکه شب قبل دو دقیقه هم نخوابیده ای.
۳) امروز درگیر یک بحث نه چندان دلچسب هستم. انجمن ایرانیان دانشگاه ما در اساسنامه اش آمده که غیر سیاسی است. من پیشنهاد چاپ کردن تی شرت هایی را داده ام که رویشان نوشته باشد:
US-Iran let's talk!
می گویند که این با غیر سیاسی بودن ما جور در نمی آید. تا جایی که من می دانم این کار در دایره غیر سیاسی بودن می گنجد، چرا که یک پیام اخلاقی درباره صلح است. حتی نیاک هم که این روزها شدیدا برای جلوگیری از جنگ دست به کار است در اساسنامه اش آمده که غیر سیاسی است! نیاک تنها عنصر لابی مانند بین ایرانی-آمریکایی ها است.
پی نوشت: راستی، این ایده خودم نیست. ایده دوستی است که نمی دانم راضی به ذکر نامش هست یا نه.
+ نوشته شده در
Tue 13 Mar 2007ساعت
8:28 AM  توسط علي
|